جزيره غربت
 
پيوندهای روزانه

پشت این باغچه ی زیبایی

پسری رو به زمان خوابیده

شده پر روی سرش در این شب

از شقایق گلبرگ

دختری

     چشم به او می دوزد

می خندد

می بیند که پسر

نشسته با مرگ

می کند صحبت از آواز قناری

می کند صحبت از این

می کند صحبت از آن

 

دخترک خنده کنان

مرگ را می بیند

به سر می گوید

خبری هست

کسی می میرد

 

و پسر

تا که او  را

       می بیند

می شود اشک

زچشمش جاری

           می گوید

آری

   تو بیا با ما باش

[ شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ م.کوروش - مهدی کلانکی ] [ نظرات () ]

بغض من می خواند چشم من را در شب

می رساند اشکی روی چشمم هر شب

خنده ام امشب با بغض من شد درگیر

 زندگی بی خنده ، گریه هم شد تقدیر؟

خنده ام می ماند ، ساعتم خوابیده

 من تو را می خواهم! دل زعشق ترسیده

گریه ام امشب تا آسمان می خندد

 و خودم را تنها با خودم می بندد

من پر از اشعاری گریه آلود هستم

 چون ته شعرم را با دو اشک می بستم

ساعتم با گریه خنده اش می گیرد

تا که با این بغضم ، غصه اش می گیرد

می چکد هر اشکم روی گونه تا لب

می کنم قلبم را خالی از غم هر شب

[ شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ م.کوروش - مهدی کلانکی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

شاعر و نویسنده (کسب مقام سومی داستان کوتاه سومین جشنواره شهرستان ساوجبلاغ و رتبه دومی داستان مسابقات انلاین کشوری )و دانشجوی رشته الکترونیک
صفحات دیگر
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج

--dic-- -- s--

--
دانلود آهنگ